X
تبلیغات
نجوای غربت

نجوای غربت

دلسروده های سید مصطفی سائس

آشتی

بیا باز با هم کنــــــــــــیم آشتی               اگر تخــــم صلح و صفا کاشتی

که صلح و صــفا زیب کشور شود               اگــر تو کدورت کنارک گذاشتی

عداوت ترا بیـــــــــــخ و بن بر کند               محبت شود اصــــــل بهداشتی

به خـــــــــوان مجلل دلت را مبند               اگر همدل با صـــــــــفا داشتی

ز خــــــــــوان محبت بیا تا خوریم               پیازک و نیـــــم نانکی، چاشتی

بلی سائس امید من بس همین               که در میهنم سر به سر آشتی!

15-06-2013/ ۲۵- ۳- ۱۳۹۲

چنداول، کابل

+ نوشته شده در  شنبه 1392/04/01ساعت 20:31  توسط سید مصطفی سائس  | 

تصویر عاشورا در آیینه سه گانی

عاشورای حسینی بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد!

(۱)

محرّم آمد و گلچینی از باغ ولایت کرد

شقایق غرق خون گشت

و هفتاد و دو لاله سرنگون گشت

۱۶- ۹- ۱۳۸۹/ ۸ - ۱۲- ۲۰۱۰

 

(۲)

ای که هفتاد و دو جریان داشتی

تا قیامت هست جاری رود عاشورای تو

درس مردی و وفاداری دهد سقای تو

 ۲۴- ۹- ۱۳۸۹ / ۱۵ - ۱۲- ۲۰۱۰

 

(۳)

چه صحنه ایست خدایا!!!

به روی دست پدر

رقص بسمل میکند لب تشنه ششماهه پسر 

 ۲۴- ۹- ۱۳۸۹ / ۱۵ - ۱۲- ۲۰۱۰

 

(۴)

کسی به جای لباس نکاح خود لیلی

کفن به تن کده"۱" بر مرگ انتظار کشد

و انتظار ترا بعدِ احتضار کشد

 ۲۴- ۹- ۱۳۸۹ / ۱۵ - ۱۲- ۲۰۱۰

 

(۵)

من نمیگویم بدون یار عادت میکنم

زندگی در دست توست

می روی از پیشم، عادت با شهادت می کنم

 ۲۴- ۹- ۱۳۸۹ / ۱۵ - ۱۲- ۲۰۱۰

 

(۶)

دو مست بود و دو صف ظهر روز عاشورا

و هردو جـــنگ نمودند و هردو شد پیروز

یزید مست شـراب و حسین مست خدا

 ۲۴- ۹- ۱۳۸۹ / ۱۵ - ۱۲- ۲۰۱۰

 

(۷)

زندگی وقتی دو روز است، عاقبت یک گور تنگ

تخت و تاج و بالش شاهی چه فرقی میکند

سهم ما از این جهان چند مشت خاک و تخته سنگ

 ۲۴- ۹- ۱۳۸۹ / ۱۵ - ۱۲- ۲۰۱۰

 

(۸)

مصرع عشق اگر در غزلِ دل نبوَد

بخدا چیدن این قافیه ها جانکاه است

زندگی، در گذر ثانیه ها جانکاه است"۲"

سید مصطفی سائس

۱۶- ۹- ۱۳۸۹/ ۸ - ۱۲- ۲۰۱۰ / شهر مالمو، سوئد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/09/16ساعت 21:40  توسط سید مصطفی سائس  | 

سه سه گانی

سه گانی

۱

خون انسان حلال کی باشد!

تو ندیدی به جای اسماعیل

پدرش برّه کشت ، عــزرائیل

 

۲

حاجی آن سنگ، قدیمی ست، کجا در سفری؟

 زمزم است اشک یتیم، کعبه دلی رنجیده

و خدا خانه ی خود در دل شیدا دیده

 

۳

مهاجر! عید قربان است و تو در فکر کار

ساعت ات را دوباره می بینی

اتوبوس می رسد چه زود کنار

۱۷- ۸- ۱۳۹۰ / ۸- ۱۱- ۲۰۱۱

شهر مالمو؛ سوئد

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/08/17ساعت 10:3  توسط سید مصطفی سائس  | 

حج اکبر

کعبه یک سنگ نشانیست که ره گم نشود

حاجی! احـــــرام دگر بند، ببین یار کجاست

دوستان عزیز سلام!

حلول عید سعید قربان را از صمیم قلب برای تک تک شما عزیزان و از طریق شما برای خانواده های گرامی و کافه ی ملت مسلمان جهان مبارکباد میگویم. امیدوارم روزهای خوش، مملو از صفا و صمیمیت و سرشار از بهترین ها را در پیش داشته باشید.

این هم چکیده ای از گذشته ها را، هدیه گویا خدمت شما عزیزان تقدیم میکنم.  ایام به کام تان و سعادت نصیب هر یک شما باد!!!

حج اکبر

ای دوست کـــه از جان و دلت کعبه تمناست                    آن خــــــــانه که در شهر حجاز است معماست

مقصـــــــود به پیش تو و تو بی خبر هستی                    تاکی که ترا غفــلت و نی هوش و نه پرواست؟

با مــوتر و طـــــــیاره و کشــــتی و قطــــاری                    منزل زدن اندر پی مقصــــــــــــــــود، فریباست

چـــون گــــر برسی باز ببینی که ز یک سنگ                    در شهر عـــــــــرب کعبه و مردم به تماشاست

افسوس! کــــــه امـروز بود کعـــبه دگر جای                    جایی که خــــــــــــدا همسفر خلوت دلهاست

غافـــــل مده این عمـر گرامی خود از دست                    پس حــــاجی آزرده دلان شــو که چه زیباست

چون خانه ی دل؛ کعبۀ مقصود و اصیل ست                    این کعــــبه زیارت بکن هـــــــردم که معلّاست

"سائس" ! به خــدا هــــــر که دلی را بنوازد

آن حج کبیـــر است و حج افضـل و اعلاست

۱۸- ۹- ۱۳۸۷ / ۸- ۱۲- ۲۰۰۸ 

شهر مالمو؛ سویدن

  این کعبه زیارت بکن هردم که معلاست

کعبه اینجاست، بیا حاجی دل شو!!!

این کعبه زیارت بکن هردم که معلاست

+ نوشته شده در  شنبه 1390/08/14ساعت 18:0  توسط سید مصطفی سائس  | 

انتحاری

انتحاری

نازنین! طعـــــــــــــــــنه مزن بر جامه ی پر پینه ام          سیــــــنه ام صد چاک شد، آه! از غم دیرینه ام

ارتش مژگان تو صــــــــــــــــــــــد خنجر خونین زند          زیر فـــــــــــــــــرمان دل سنگین تو در سینه ام

موی خــــــــــــــود شلاّق ساز و مثل طالب دره زن          دست و پایــــــم را ببـــــــند و در بده از کینه ام

انتحاری؟! با خـــــــبر! اینجا که بسیار عاشق است          رحــــم کن! تنها مــــــرا آغوش زن! کاری نه ام

تاک انگـــــــــــــــــور شمالی را مزن آتش، مسوز!          آب کـــن، بعــــدن بیا غسلـــــی بده از کینه ام

کشتی ام خوب کارکردی،جان سائس پس بخوان

در حق مــــــــن "فاتحــه" با دست های خینه ام

۱۰- ۳- ۱۳۹۰ / ۳۰- ۵- ۲۰۱۱

چنداول، کابل

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/07/24ساعت 22:18  توسط سید مصطفی سائس  | 

بهار

درود همنفس!

بهار نو و سال نو خورشیدی را از صمیم قلب برای تان تبریک میگویم و امیدوارم سالی سرشار از سبزینه ها و مملو از بهترین ها داشته باشید! "نجوای غربت" هم به پیشواز بهار ۱۳۹۰ خانه تکانی نموده دیکوریشن و نمای ظاهری خودش را بنا بر تقاضای دوستان عوض نمود که امیدوارم در سال نو خورشیدی بتواند درونمایه ی اشعار  و نوشته ها را نیز کیفیت بهتر ببخشد که بدون شک برای رسیدن به این هدف سخت نیازمند همکاری ها و انتقادات و پیشنهادات سالم و ارزشمند شما عزیزان است.

و اما یک غزل و یک نیمایی از سال پار:

بهـــــار

باز از نو در چــــــــــمن مرغ بهاری می رسد          از درون بـــــاغ آواز قــــــــــناری می رسد

بار دیگــــــــــر زنده می گردد زمینِ مرده دل          با لباس ســبز و رنگـــین و اناری می رسد

یکطرف یاس وشقایق یکطـرف دردشت وکوه          لاله و نســرین و سنبل یادگاری می رسد

همــــوطن! این فصل زیبای طبیــعت را ببین          معنی اش: آغاز نو، اقـدام کاری می رسد

کینه از دل دور کن لبخـــــــــــند انسانی بزن          موسم عیش ونشاط و سازگاری می رسد

بهر آبادی میهـــــــــــن کار کن، زحمت بکش          کشور ات با دست تو بر کامگاری می رسد

جانِ سائس، کودکِ آینده ساز این وطن!

فصل تعلیـــم آمد و آموزگاری می رسد

۲۷- ۱۲- ۱۳۸۸ / ۱۸- ۳- ۲۰۱۰

شهر مالمو؛ سوئد

 

بهار

آمد بهار و خنده کنان باغ و راغ شد

پارینه سان بیامد و بلبل به شاخ شد

اندر میان گل به دل لاله داغ شد

وانگه شگفت،

و خنده کنان سینه چاک کرد

دلهای دوستان ز غم و کینه پاک کرد

آری!

تبسمی بنمود و دمی شگفت

بر ساقیِ که میکده را گاه می ستود

با خنده یی بگفت:

جامی بیار

از باده ی بهار  و می صاف ارغوان

پر کن پیاله را

و همه مست خویش ساز

وانگه بگو به باد بهاران

خوش وَز که!!!

رفته است غم و درد با خزان

آمد بهار و خرم و سرسبز شد جهان

۲۹ - ۱۲- ۱۳۷۸ / ۱۹- ۳ - ۲۰۰۹

شهر مالمو، سویدن

+ نوشته شده در  شنبه 1389/12/28ساعت 9:55  توسط سید مصطفی سائس  | 

مممریم

دوستان عزیز سلام!

برای چند وقتی بنا بر مصروفیت های تحصیلی و کاری نمیتوانم این دریچه را بروز رسانی کنم، امیدوارم این حقیر را از یاد نبرید و گاه گاهی با پیام های زیبای تان خاطرم را شاد کنید!

سبز باشید!

للبت پسته ی خندان و ددندان صدف است     تِـتِـتیـــر مممـــــژگان تو در دل هـدف است

نِنِنیست قـــــــــــــــــد توتو گــر مِمِمـثل طوبا     به یقین گوهر جـسم تو کاکان شرف است

چچچــــشم توتوتو چشچچچشم آهـــوست     عاشــــقانِ خاخاخالِ لب تو هــرطرف است

تو درخـــــــــتی و پر از بربببرگ عشقـــــــی     دیگــــران پیپپپیش تو مِمِــثل علف"۱" است

مَمَمَن هـــــــــــــــــم گگرفتار زُزُلف تو شدم     عاشقان تو مَمَریم چقدر صف به صف است

هــــدف خلقت تو در چچچار مـذهــب و دین     هرقدر نشرشود بازهمان لَف لَلف"۲" است

"سائس" این نغـز غزلگونه ی زیبا که سرود

دَدَدَر رگ رگ او ناله ی تنبور و دف "۳" است

۱۸- ۱۱- ۱۳۸۹ / ۷- ۲- ۲۰۱۱

شهر مالمو؛ سوئد

پینوشت ها:

۱- "علف": گیاه سبز ، بصورت عموم نام عام کلیه گیاهانی که ساقه آن ها کم مقاومت و چوبی نشده است . چنین گیاهانی یا ارتفاعی چندانی پیدا نمی کنند  و یا اگر رشد زیادی کنند به تکیه گاههای اطراف خود می پیچند و یا بر روی زمین می خزند.

۲- "لف": پیچیدن, درنوردیدن، درهم‌ پیچیدن و متضاد نشر است اما در علم بدیع همواره با نشر می اید و صنعت "لف و نشر" را می سازند.

۳- "دف": یکی‌از آلات ‌موسیقی است ‌که‌ دارای ‌چنبر و چوب‌ و پوست ‌نازک میباشد و معمولاً باسر انگشتان ‌نواخته ‌میشود که فارسی زبانان افغانستان آنرا به نام دایره می شناسند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/11/18ساعت 20:52  توسط سید مصطفی سائس  | 

جشنواره ی زلال

یکسالگی زلال را به تمام زلال سرایان عزیز به ویژه دادای بزرگوار تبریک عرض میکنم و به این مناسبت با چند زلال عروضی پیوسته قافیه دار منتظر نقد و نظر ارزشمند شما عزیزان و فرهیخته گان استم. راستی جشن زلال در اینجا نیز برپاست و از حضور پرمهر شما عزیزان پذیرایی می کند. سبز باشید!

دنیای مردان

(زلال عروضی پیوسته قافیه دار)

مــن زار و نالان زیستم

با چشم اشک آلود وگریان زیستم

 ادامه ی زلال را از اینجا دنبال کنید!

 

 زلال بی زوال

(زلال عروضی پیوسته مقفی)

به مناسبت اولین سالروز تولد زلال در دنیای ادب

"ای سرزمــــــــین زال

ای مظـــــــــــهر چکامه ی زلال"

 ادامه ی زلال را از اینجا دنبال کنید!

 

مناجات

(زلال عروضی پیوسته مقفی)

ای کـــــــردگار غـفّار

هستم غـریب و بی پناه و بی یار 

 ادامه ی زلال را از اینجا دنبال کنید!

 

غریبی

(زلال عروضی پیوسته قافیه دار)

دور از وطـــن شدم من

دربند و قید و در رسن شدم من

 ادامه ی زلال را از اینجا دنبال کنید!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/10/30ساعت 9:35  توسط سید مصطفی سائس  | 

سه گانی ها (4) - رنگارنگ

با عرض سلام و سپاس از اینکه با نظرات ارزشمند تان همواره باعث تشویق و ترغیب این حقیر می شوید. باز هم هفت گام دیگر در راه سه گانی ها گذاشتم که برای استوار شدن و محکم شدن این گامها شدیدن نیازمند نقدها و نظرات ارزشمند شما عزیزان هستم که یقین کامل دارم دریغ نمی کنید. با اجازۀ دکتر فولادی عزیز.

(۱)

کسی با کفتر تقدیر پر می زد و می نالید

صدایش در تمام شهر، که ای یاران دیرینه

کسی تنهاست در تصویر و تنهاتر در آیینه

 

شش سه گانی دیگر همراه با اخبار سه گانی در (ادامۀ مطلب) منتظر شما عزیزان است!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/10/13ساعت 11:1  توسط سید مصطفی سائس  |